[موارد زیر اندکی پس از ورود به Cuernavaca ، 24 سپتامبر منتشر شد]
بی نظیر ، باور نکردنی ، وحشتناک ... طوفان دیگر. زلزله دیگری. من از هرج و مرج و فاجعه ای که دنیای ما را درگیر می کند ، متحیر شده ام. در جای دیگر ، همه گیری های وبا در یمن جنگ زده و نیجریه را آب گرفت ... بنگلادش که محاصره شده و به شدت فقیر شده و در تلاش برای اسکان بیش از 400,000 پناهجویان روهینگیا است که از پاکسازی قومی در برمه فرار می کنند ، و پناهندگان بیشتری که در خشونت های نظامی و صنعتی در سراسر جهان به سر می برند.
در همین حال ، در ایالات متحده ، ترامپ نیازهای کسانی را که بیشتر در اثر فجایع اخیر تحت تأثیر قرار گرفته اند ، نادیده می گیرد ، در عوض سخنان ناسیونالیست های جنگ زده را در نشست سازمان ملل متحد (که باید فرصتی برای اقدام هماهنگ جهانی باشد ، نه نامگذاری و لجن گسیختگی). او برنامه قدرت پاک را لغو کرده است ، از توافق نامه اقلیمی پاریس حمایت کرده و منکران تغییر وضعیت آب و هوا را به ریاست ناسا ، USDA و EPA منصوب کرده است.
در بعضی از لحظات احساس غرق شدن می کنم ، اما به خودم اجازه نمی دهم که از ترس به دام بیفتم ، ناامید نشوم. من بر عمل اصرار می کنم - حتی اگر من فقط بتوانم در یک شخص تفاوت ایجاد کنم ، فقط یک تغییر ریز و موقت ایجاد کنم ، من همیشه تا حد ممکن طرفدار و مثبت خواهم بود. این برای خودم ، سلامتی ، شادی من لازم است - این به زندگی من معنی می دهد. و مهم ، اقدامات قدرت خود را به چالش بکشید ، ترس های خود را به چالش بکشید و بر آنها غلبه کنید ، افسردگی و ناامیدی را شکست دهید - حتی قدمهای کوچک که در مقابل نیروهای عظیم ترسناک عقب می روند (ممکن است کسی بگوید به خصوص آن)
من فقط به مورلوس آمدم تا در پاسخ به زلزله اخیر ، به اقدامات مستقیم اقدامات مردمی تحت هدایت جامعه بپردازم. تخریب وحشتناک است ، اما دلسوزی و قدرت مردم الهام بخش است!

من نتوانستم برای کمک به بعد از زلزله قبلی به اواکساکا سفر کنم. من احساس می کنم کمی گناهکار هستم ، مثل اینکه با دادن همه چیز به این جوامع نیازمند ، به اندازه کافی از امتیاز بزرگ خود استفاده نکرده ام. اما به عنوان یکی از دوستان و بنیانگذاران کمک های اضطراری اضطراب به من یادآوری می کند ، "اگر شما به خودتان نیز توجه نکنید ، نمی توانید به طور مؤثر از دیگران مراقبت کنید." برخی تعهدات و مهلت های غیرقابل اجتناب ، و سپس یک سری از بیماری ها ، مرا گیر کرده اند. به مدت دو هفته در کوئرتارو ... اما اکنون من اینجا هستم و آماده هستم که به سر کار بروم.

من قطعاً ادعا نخواهم کرد که سازمان شناخته شده به عنوان کمک متقابل فاجعه امداد در حال کار در مکزیکو است. من فقط یک شخص کوچک هستم ، تا جایی که می توانم کمک کنم (و من هیچ نوع نماینده رسمی نیستم - تنها سهم من تاکنون در طراحی لوگوی آنها بوده است!). اما فعالیت ها و روابط امدادرسانی متقابل در برابر بلایای طبیعی در اینجا فراوان است. در اواكاكا ، سنت های عمومی زاپوتكا و یك حركت اختصاصی معلمان شورشی قدرت مراقبت از یكدیگر را ایجاد كرده اند. در شهر مکزیکو ، هزاران نفر با تلاش های نادرست نجات کمک کرده اند. هنوز، دولت غفلت در اینجا كم كم كمك می كند، و کمک و همبستگی زیادی لازم است.
در حالی که من با بسیاری از داوطلبان و بازماندگان دیگر در Solidarity Not Charity کار می کنم ، سعی خواهم کرد که کمی مستندسازی کنم و نمونه هایی از سازمان های الهام بخش و پروژه هایی را که در گرمای گرمسیری به سرعت رشد کرده اند به اشتراک بگذارم. من از تجربه قبلی می دانم که اهمیت صحنه های عشق و امید ، بنابراین برای ادامه فعالیت ، روشن شدن اجساد فرسوده و رفع ناامیدی لازم است. من این پست را بطور موقت به روز می کنم و از طریق فیس بوک به اشتراک می گذارم. لطفاً این کلمه را گسترش دهید ، به خصوص با دیگران که مایل به کمک به آنها هستند - از آنجا که با گروه هایی که به حمایت مالی احتیاج دارند ، پیوندهایی را شامل خواهم شد.













