امروز ، در لحظاتی کم که تحت تأثیر نگرانی دوستان فلوریدا و کارائیب قرار گرفته ام ، صادقانه فکر کرده ام که شاید جهان به پایان رسیده باشد. تقریبا بلافاصله پس از ریزش طوفان های بی سابقه طوفان هاروی ، طوفان ایرما بزرگترین طوفان آتلانتیک است که تاکنون ثبت شده است. و چه موقع تاکنون سه طوفان را همگی دیده ایم؟ طوفان کاتیا همزمان با ویران کردن ایرما از کارائیب ، در بین مزوامریکا می چرخد ، در حالی که طوفان خوزه نزدیک به عقب می رود. وسعت گسترده ای از آمریکای شمالی غربی در بدترین آتش سوزی هایی که تاکنون دیده ایم گرفتار شده است. در آنسوی جهان ، باران های موسمی موسمی در آسیای جنوبی بیش از 1200 را کشته و روستاهایی را با گل و لای و سیلاب دور کرده است. و اخیراً ، یک زمین لرزه بزرگ در مکزیک شهرهای ساحلی اواکساکا و چیپاس را ویران کرده است.
و نه تنها بلایای "طبیعی" (غالباً با نتایج غیر طبیعی به دلیل انگیزه استعمار شرکتها به سمت شهرنشینی و برنامه ریزی ضعیف که با آن همراه است) بلکه در حال حاضر ما نیز در اثر بلایای تولیدی بمباران می شویم. داستانهایی که از خاورمیانه آمده وحشتناک است - تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات هوایی تحت حمایت آمریکا در سوریه در هزاران نفر است ، در حین قحطی ناشی از جنگ و همه گیری های وبا در یمن جان میلیون ها نفر را تهدید می کند. جنگ در افغانستان و عراق نیز ادامه دارد - طولانی ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده ، تا زمانی که حتی نمی توانیم به خاطر بیاوریم که چرا در وهله اول وارد آن شدیم ، فقط در جایی که در طول مسیر ، هرج و مرج و قتل عام توتالیتاری های نیهیلیستی مانند داعش و اکنون مرگ و ویرانی مانند طاعون در هر جایی که می روند گسترش می یابد. در همین حال ، ترامپ تبریک می گوید و به آنها اسلحه می فروشد ستمگران سعودی که شهروندان خود و همچنین کشورهای همسایه را وحشت می کنند و جنایتکاران جنگی اسرائیلی که خانه ها و مدارس فلسطینی را بمباران می کنند، یک دیکتاتور فیلیپین که "جنگ با مواد مخدر" حتی ناظران حقوق بشر را هدف قرار داده است و هندی-ابرقدرتگرای هند مسئول نسل کشیهمه در حالی که تلاش می کردند ورود پناهجویانی را که از فجایعی که این هیولاها انجام داده اند فرار کنند ، انکار کنند.
در خانه انواع مختلف بلایای طبیعی را می یابیم. نشت مواد شیمیایی سمی به عنوان یک رویداد عادی و عادی تبدیل شده اند - اخیراً ما نیز خوب شاهد آن بوده ایم 3000 نشت از خطوط لوله نفت و گاز طبیعی است, دو زباله قابل توجه در مایع در ویرجینیا غربی و بزرگ در کلرادو، و همچنینبدترین فاجعه زیست محیطی تاریخ در خلیج مکزیک، و اکنون دوباره ، به لطف هاروی ، شاهد هستیم آلودگی محیطی گسترده در منطقه "پترو مترو" در اطراف هوستون. علیرغم شواهد فراوان در مورد خطر باورنکردنی آنها ، یخ زدگی و خطوط لوله نفت و گاز در حال انجام است منبسط در سرتاسر کشور.
ما شاهد بلایای فرهنگی و سیاسی نیز هستیم. با استقبال از ریاست جمهوری ترامپ ، برتری سفید پوست و نفرت نژادپرستانه رو به افزایش است - با توجه به صلح و دموکراسی ، نمی توانم هیچ کلمه ای را بهتر از "فاجعه" بدانم تا بتوانم به تجمع شدید نفرت در شارلوتزویل بپردازم. حمله به آسیب پذیرترین جوامع بسیار زیاد است - برنامه DACA لغو شده است ، و عواقب آن برای بیش از ساکنان 800,000 فاجعه بار خواهد بود؛ و به نظر می رسد که وضعیت فعلی حبس گسترده به اندازه کافی فاجعه بار نیست ، جف جلسه متعهد شد تا "جنگ با مواد مخدر" را تجدید کند و حتی بیشتر (عمدتا جوانان رنگی) را برای جرایم جزئی پشت میله های زندان قرار دهید. ترامپ علیرغم آگاهی های گسترده ای که به برنامه های قانونگذاری خود ارائه می دهد ، در سایه هایی قرار دارد با انتصابهای ضد علمی و ضد عمومی وی به دولت اداری خسارت بزرگی وارد کرده است، و او همچنین در نصب موفق است تعداد زیادی از قاضیان راست افراطی که مدتها پس از اتمام این ریاست جمهوری ، اقدام به برچیدن قوانینی می کنند که از مردم و محیط زیست محافظت می کنند. یکی دیگر از تحولات زیر گزارش چگونگی ALEC و گروه های متفقین است که تحت الشعاع هرج و مرج آن لحظه قرار دارند اقدامات مخفیانه خود را برای تضعیف اتحادیه ها و حقوق کارگران افزایش می دهد. تحولات فرهنگی و سیاسی 2017 صرفاً عقب نشینی ارتجاعی نیستند بلکه برای فاجعه دموکراسی هستند.
دانشمندان دهه ها به ما درباره قریب الوقوع هرج و مرج هشدار می دادند - اکنون این به عهده ماست. این بلایای "غیر طبیعی" دیگر ممکن است بی ربط به نظر برسند ، اما همه فجایع ذکر شده در بالا عواقب یک منبع واحد - نئولیبرالیسم است. نئولیبرالیسم یک تئوری سیاسی ، پرانرژی و جوان است (و کم نظیر در تجمیع تجمیع خودمحور خود) ، که به سرعت با نظم لیبرال قدیمی ملتها و حقوق بشر با یک استعمار شرکتی فراملی و فوق قانونی غلبه کرده است و ظالمانه ای را ایجاد می کند. سرمایه داری غیرمشخص به عنوان پیشرفت ، و این پیشرفت به عنوان سرنوشت غیرقابل تغییر ، به عنوان "پایان تاریخ" پیامدهای لعنتی است. این مسئول بسیاری از ویژگی های تعیین کننده دنیای معاصر ما است: همه چیز از سیاست های گسترده مانند Newspeak - "جهانی سازی" که به نظر می رسد بسیار خوب و "تجارت آزاد" است ، به "ریاضت اقتصادی" که تضمین می کند که ثروتمندان همچنان ثروتمند شوند حتی وقتی قمارهای خطرناک آنها منفجر می شود ، و حتی منطق درگیری جهانی بی پایان به نام "جنگ با ترور" (صحیح تر "جنگ of ترور)) و سرانجام ، این مسئولیت واكنش در برابر همه اینها است كه هم اكنون عصبانیت خود را در نزدیكترین اهداف آسان در قالب جنبشهای ناسیونالیست خشن رقابت كه در سراسر جهان فوران می كنند ، جلب می كند. نولیبرالیسم به ندرت نامگذاری و توضیح داده می شود ، زیرا بسیاری از ما قادر به دیدن اقیانوس هایی نیستیم که در آن شنا می کنیم (یا در بعضی موارد غرق می شویم). ما به خاطر دروغ تاچر افتاده ایم ، "هیچ جایگزینی وجود ندارد."
اما باید جایگزین وجود داشته باشد ، زیرا نولیبرالیسم سمی است. از منظر دیالکتیکی ، تحلیل شده ، معتقدم طبقه بندی مناسب است نئولیبرالیسم به عنوان سنتز آزادی خواه و آنتی تز آن ، تمامیت خواهی. این به نوعی توانسته است نقاب آزادی و برادری جهانی را بپوشاند (همه ما برابر هستیم زیرا همه ما مصرف کننده هستیم) چهره واقعی آن از نیهیلیسم ، همگن سازی سرکوبگرانه و بلند شدن وضعیت تکنوکراتیک پلیس نظارت. این خود را به عنوان "جهانی سازی" فرصت برای همه می فروشد ، اما در نهایت ، نئولیبرالیسم فقط با دستیابی به سود حداکثر برای 1٪ هدایت می شود. برخی از افراد از آنجا که جای خود را در طرح هرمی جهانی پیدا می کنند ، از نردبان کلاس بالا می روند ، اما تأمین مالی زندگی نیاز به مخرج مشترک ، یک "مصرف کننده" مفرد دارد. در نتیجه ، برای اکثریت قریب به اتفاق جوامع و اکوسیستم ها ، تخریب تنوع و راه های سنتی و بیگانگی و ناامیدی که در پی می آید تنها سرنوشت موجود است.
همانطور که عمیق تر به جنون ایدئولوژی نئولیبرال می پردازیم ، ریاکاری این دین از مصرف گرایی در روح ما غرق می شود. به طرز متناقض ، یک ضعف ناشایست از فرهنگ انبوه ، توده ای بی وقفه از بشریت متوسط را ایجاد می کند و از دست دادن هویت طبقاتی و قومی افراد اتمی ، وحشت زده و بیش فعالی را ایجاد می کند. روایت غالب هرگز این قسمت تاریک داستان را بیان نمی کند ، زیرا ما باید وقتی "جایگزین دیگری وجود نداشته باشد" مثبت بمانیم و وقتی بخشی از نخبگان جهانی خوش بین هستیم خوش بین باشیم. و از آنجا که حتی تخریب و ناامیدی ممکن است منابع خوبی برای سود باشد. نولیبرالیسم همچنین مادر سرمایه داری فاجعه است ، که برای هرگونه فاجعه ای می خواهد تا بیشتر رنج های مردم را اخاذی کند.
به همین دلایل جای تعجب ندارد که ترامپ و خاندانش مانند دزدکی در صدر مرتبه جهانی جدید بالا می روند. به همین دلایل است که دولت ها نمی توانند به درستی در برابر بلایای انسانی و زیست محیطی واکنش نشان دهند. آنها هرگز مجبور نخواهند شد بهزیستی سرزمین ، آب و مردم خود را هنگامی که مجبور به پذیرش نیازهای شرکت های سودجو در زمینه بحران هستند ، در اولویت قرار دهند. حتی آن دسته از دولتهایی که به نظر می رسد بیشتر دموکراتیک هستند ، حتی آن ائتلاف هایی که به سازمان بشردوستانه مانند سازمان ملل اختصاص داده شده اند ، نمی توانند به اندازه کافی پاسخ دهند. آنها تمام منابع خود را برای مدیریت هرج و مرج روزانه ایجاد شده توسط نئولیبرالیسم بی حد و حصر ، توسط استعمار شرکتی که هیچ گوشه ای از زمین باقی نمانده است خرج می کنند و عمداً سیستم های پایدار را تکان می دهند تا حتی بیشتر از جوامع محلی بی نظم و آسیب پذیر استفاده کنند. اصطلاح جدید مورد علاقه ، "حكومت" ، دقیقاً حاكم بر این مدیریت هرج و مرج است ، این عذاب آمیز ترین متخلفین و ارائه اظهارنامه ها و كلمات خالی به كمترین قربانیان ، اما هرگز به چالش نمی كشید كه سیستمی است كه هر روز پرخاشگرتر است. سیاره. دولت ملت ، که در فرهنگ وسیع فرهنگ بشر نیز بسیار جوان است ، در سازماندهی واکنش های خشونت آمیز و نظامی گرا به مشکلات بسیار مؤثر است ، اما به نظر می رسد در مواجهه با انواع دیگر مشکلات قادر به تحقق بخشیدن نیست. وقتی چکش هستید ، هر مشکلی مانند ناخن به نظر می رسد. هنگامی که شما یک امپراتوری صنعتی-نظامی مانند ایالات متحده هستید ، همه مشکلات به نظر می رسد یک قیام است. ارسال در گارد ملی! اتحادیه ها را بشکنید! میلیون ها نفر را در زندان قرار دهید! پلیس را نظامی کنید! (و در صورتی که قبلاً آن را به اندازه کافی قوی نگفته باشم ، هرگز فراموش نکنید که این دو "راه حل" آخر تاکتیک های توتالیتاریسم را تعریف می کنند)
اما وجود دارد هستند گزینه های جایگزین ، و راه حل های واقعی وجود دارد. این راه حل ها از پایین آمده است. آنها از قدرت مردم سرچشمه می گیرند ، که بسیار باورنکردنی است ، تنها درصورتی که ما بینش و شجاعت شناختن آن را داشته باشیم. ما به واکنشهای اساسی در برابر بلایای طبیعی و غیر طبیعی نیاز داریم. ما به اجتماعاتی که مشتاق ایجاد قدرت هستند ، مشتاق سازگاری و اشتیاق به خدمت به کسانی هستیم که مورد بی توجهی سیستم قرار می گیرند و فقط به کسانی که بیشترین قدرت را دارند ، نیاز داریم. من در پس از کاترینا نیواورلئان ، قدرتی را که ما مردم در هنگام همکاری با هم داریم ، دیدم. من تلاش مردم عادی را دیدم که با سازماندهی ، اختصاصی و گوش دادن دلسوزانه قادر به نجات مدارس و کل محلات از بولدوزرهای مهربان بودند.
و من گروههایی را دیدم که به رهبری افراد فقیر با افزایش رنگ به چالش کشیدن مشروعیت شهر و دولت ایالتی ، FEMA و صلیب سرخ بودند. در بلایای طبیعی یا سناریوهای آشوب آور دیگر ، ما اغلب می توانیم با پر کردن جای خالی مانده از "واکسنهای نیرو" (هنگامی که دولت و سایر مقامات مستقر به طور موقت از بین می روند) در مدت زمان کوتاه گامهای بلندی برداریم. در زمان های با ثبات تر ، ما هنوز هم می توانیم با سازماندهی ، تلاش ، جنگیدن و استفاده از نقاط قوت خود (اخلاقی ، رابطه ای ، هنری) به طور پیوسته قدرت را بدست آوریم. با اقدام استراتژیک ، خلاقانه ، شجاعانه ، متنوع. و هرگز تسلیم نشوید
کمک متقابل فاجعه امداد در حال کمک به آسیب پذیرترین جوامع است تا با همبستگی و مبارزه ، سختی های خود را به حرکت در جهت چنین گزینه هایی تبدیل کنند. زیرا در دنیای امروز ، پاسخ دادن به یک فاجعه "طبیعی" باید بیش از تأمین غذا و آب و سرپناه باشد. این باید درباره عدالت باشد. باید در مورد کرامت باشد. و این باید در مورد قدرت باشد - کسانی که آن را به چالش می کشند ، کمی با کسانی که این کار را ندارند ، به چالش بکشید ، و از این طریق به جوامع برای ساختن قدرت خود کمک کنید. کمک های متقابل Disaster Relief تصدیق می کند که تنها قدرت مردم می توانند در برابر انواع فجایع ، از توفان گرفته تا تظاهرات نفرت انگیز ، از لکه های پوستی گرفته تا ریختن زباله های مین ، به طور مناسب پاسخ دهند.
این همان چیزی است که "همبستگی خیریه نیست" یعنی - چشم انداز الهام بخش سرنوشت مشترک عدالت و عزت ، قدرت اقدام مستقیم برای ایجاد یک دنیای جدید در پوسته قدیمی ، تحقق گزینه های جایگزین برای این جهنم نئولیبرالی. "همبستگی نه نیکوکاری" به معنای یادگیری ، آموزش ، رشد ، تلاش ، پیشرفت و باز کردن چشم و قلب ما از طریق این تجربه رادیکال عشق و دلسوزی است. این فرصتی برای تغییر تحول برای افراد و جوامع است. "همبستگی نه خیریه" یک راه حل واقعی است ، فضایی از امکان ، که در هنگام ایجاد آینده ای پایدار با هم ، غرایز ما برای همکاری و اجتماع شکوفا می شود.
لطفاً به عنوان سازماندهی و ایجاد قدرت در جوامع خود ، به ما بپیوندید و آماده شوید تا در مقابل انواع فجایع پاسخ دهید:
در اینجا با تورهای آموزشی 2018 ما آشنا شوید.





